حرفهای دیشب من

داستانهای ماهانتا – جلد دوم – فصل پنجم – تغییر
نویسنده : سلمان کیانی - ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠

 

ارتعاشات هماهنگ



آیا تا به حال یک ماشین دست دوم تمیز از یک دوست خریداری کرده‌اید؟ حتماً از

خریدن ماشین دوستتان احساس امنیت کرده‌اید! شما می‌دانستید که او تمرینات اک

 را انجام می‌داده و مطمئن بودید که او در مورد شرایط این ماشین دروغ

 نمی‌گوید. حتی سوار ماشین شدید و مسافتی را با آن رانندگی کردید. وقتی

 دوستتان پیشنهاد فروش آنرا کرد، فوراً از این فرصت استفاده کردید. ولی وقتی

 ماشین را خریداری کردید، ناگهان اوضاع عوض شد. چرا؟ زیرا شما و آن

 ماشین باید با هم کنار می‌آمدید، ارتعاشات مالک قبلی با شما متفاوت بوده است.

عموماً تنها راهی که یک ماشین می‌تواند به صاحب جدیدش عادت کند، "تبدیل به

 احسن" کردن آن است. بدین معنا که بخشهای جدید برایش خریداری کنیم، پیچ و

 مهره‌های آنرا تعویض کرده و قطعاتی را که به تازگی صاحب آن نصب کرده

 است، عوض کنیم. تبدیل وسیله ای که با ارتعاشات شما هماهنگ شود، ممکن

است خیلی گران تمام شود. غالباً وقتی تعمیر آن پایان می‌یابد، ورشکست می‌شوید

 و وضعیت آن دستگاه از شما بهتر است.

معمولاً وقتی تفاوتی در آگاهی شما و دستگاهتان وجود دارد، این اتفاق می‌افتد. در

 واقع این ماشین نیست که دارای مراتب آگاهی است، بلکه روح صاحب قبلی

است که بر روی آن تأثیر دارد و هنوز دستگاه را در هماهنگی خوبی با خودش

نگه می‌دارد.

وقتی دستگاه تبدیل می‌شود، روح و ارتعاشات شما آنرا تا زمانی که تصمیم به

 فروش بگیرید، در جریان نگه می‌دارند. سپس شخص دیگری آنرا خریداری

 می‌کند. و این داستان مجدداً تکرار می‌شود.

 


comment نظرات ()