حرفهای دیشب من

سجّاده دل...
نویسنده : سلمان کیانی - ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳٩۱

سجّاده دل...

 ســـــــــــــــــال نــــــــــــــــــــو مبـــــــــــــــــــارک

سلام خدمت همه دوستای خوب خودم.

سال نوتون مبارک.به قول قدیمی ها صد سال به این سالها...

از همتون عذر میخوام .چند روزی کسالت داشتم نتونستم بنویسم.

اما به لطف خدا الان بهترم و اومدم بنویسم.

خدارو شکر می کنم که هستم ونفس می کشم و خوشحالم که بازم میتونم واسه

دوستای خوبم بنویسم.

خوب چه خبر؟خوبین؟خوشتون هست؟خوش میگذره؟

چی؟آره؟خوب الهی شکر.

راستش دنبال ایده جدیدی ام که امسال نوشته هامو باهاش پیش ببرم.اما هنوز به

ذهنم نرسیده.

انگاری عید زیادی آجیل خوردم مغزم کار نمی کنه.

آقا بتعریفین بینیم؟ کجاها رفتین؟ چیکارا کردین؟

انشاالله که امسال سال پر خیر و برکتی واسه همه باشه.انشاالله.

یه سوال؟لحظه تحویل سال چه حسی داشتین؟چه دعای کردین؟

چی؟ رازه؟الهی الهی.

اما مطمئنم ته دلتون لرزید و گوشه ی چشمتون ریزه اشکی نشست.

حقیقتآ که زندگی خیلی زود داره میگذره.زودتر از چیزی که فکر می کنیم.

خدا کنه کسی بد نیاره.بچه ها بیایین قدر زندگیمون رو بدونیم.

 الهی آمین.

آقا مخلصتون هم هستیم.ازته دل آرزوی بهترین هارو واستون دارم.

اولین نوشته امسال رو به امید خدا سر سجّاده دل میشینم و با یه دل نوشته

 شروع می کنم،انشاالله که شما هم مثل سال قبل

کمکم کنین بتونم بهتر بنویسم.

فدای دل مهربون همتون.

یا علی.

  الهی با خاطره خسته از اغیار  وبه  فضل  تو امیدوار،

دست از غیر تو شسته و درانتظاررحمتت نشسته ام

بدهی کریمی،ندهی حکیمی

بخوانی شاکرم،برانی صابرم

الهی احوالم چنان است که می دانی

و اعمالم چنان است که می بینی،

الهی به فضل و رحمتت یا ارحم الرّاحمین...

 


comment نظرات ()