حرفهای دیشب من

داستانهای ماهانتا – جلد دوم – فصل هشتم – درمانگری معنوی
نویسنده : سلمان کیانی - ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱

هدیه‌ی شنوایی


مردی در یکی از سمینارها پیش آمد و در گوشم گفت: "من وقتی به اینجا آمدم کر

 بودم ولی حالا می‌شنوم." با همان آهنگ آهسته‌اش ادامه داد: "من کر متولد شدم.

 هیچگاه در تمام زندگی‌ام قادر به شنیدن نبوده‌ام و امشب هم که برای تماشای

 سخنرانی شما آمدم، هنوز نمی‌شنیدم، ولی ناگهان شما که در حال صحبت بودید، شنیدم."
از طرز صحبت کردنش معلوم بود که عادت ندارد به طور همزمان صحبت کند و

 بشنود. او خیلی آهسته و با احتیاط صحبت می‌کرد. این من نبودم که قدرت

 شنوایی را به آن مرد دادم. او با استاد درونی و واصل درمانگری ارتباط برقرار

 کرده بود. شکل بیرونی فرد اعتباری ندارد و هیچگاه افتخاری برای خودش کسب

 نمی‌کند. زیرا این اصل درونی همان اک یا روح مقدس است که تمامیت زندگی

 می‌باشد.

 


comment نظرات ()