کوچه ی قبلی...

کوچه ی قبلی...

سلااام.آقا ببخشید الان دارم سلام می کنم.

امروز سه تا آپ جدید گذاشتم.گفتم هرعزیزی که 

 میاد به وب سر بزنه اول این پست رو می بینه.

پس میگم سلاااااااااااااااااااام .

قدمتون روی چشم و خوش اومدین.

بریم سراغ دل نوشتمون؟؟؟

یا علی.

دوباره کوچه قبلی،من آمدم تو نبودی

مرور حجم خیابان قدم قدم، تو نبودی

تمام خاطره ها را میان دفتر ذهنم،

نشستم ورق زدم تو نبودی

تمام ثانیه ها روشمردم و نشمردم تا    تفاوتی نکند،

چون به هر رقم تو نبودی

وجود کهنه درختی غنیمتی شده امشب ،

که روی آن بنویسم...

بنویسم...

بنویسم من آمدم تو نبودی...

 

 

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان

گاهی اوقات همه ی آن چیزی که یک انسان نیاز دارد دستی برای گرفتن و قلبی برای درک شدن است !!! سلام زیبا نوشتی دوست خوبم [گل]

دنیا

سلام سلام خوبی سلمان خان[نیشخند]

سیدمجتبا حسینی

سلام امیدوارم خوب باشید... با یک کار کوتاه و نقدی بر «عطر سنبل عطر کاج» به روزم... اومدنتون خوشحالم می‌کنه... [گل]

باران

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تار است و ره وادی ایمن در پیش آتش طور کجا موعد دیدار کجاست هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد در خرابات بگویید که هشیار کجاست آن کس است اهل بشارت که اشارت داند نکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست هر سر موی مرا با تو هزاران کار است ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار کجاست بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست [گل][گل]

مریم

لبخند بزن! بدون انتظار پاسخی از دنیا بدان روزی دنیا آنقدر شرمنده میشود که به جای پاسخ لبخند با تمام سازهایت میرقصد سلام آپـــــــم [گل]

مجتبي

عالي بود دوست من... شما از يافته هاي پارسال مني[گل]

پرنیان

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا كردم تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم پس از يك جستجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي كه در تنهاييم روئيد با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبي‌ترين موج تمناي دلم گفتي: "دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي..." "ومن تنها براي ديدن زيبايي آن چشمان..." "تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم" همين بود آخرين حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم نميدانم چرا رفتي ؟ نميدانم چرا؟ شايد خطا كردم و تو بي آنكه فكر غربت چشمان من باشي نميدانم كجا؟ تا كي؟ براي چه؟ ولي رفتي..... و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي‌باريد

نجمه(ستاره)

[دست][دست][دست] سلااااااااااااااااااام... خوبید؟ آپم تشریف بیارید... مرسی... [گل][گل][گل][گل][گل]